کساني كه بايد از حکومت طرد گردند
کساني كه بايد از حکومت طرد گردند
بنا بر فرمايشات حضرت علي عليه السلام عدهاي از مردم كه خصوصيات اخلاقي خاصي دارا ميباشند بايد از حكومت و مسئوليتهاي آن حذف شوند. كه عبارتند از:
ادامه مطلب
پاسخ به شبهات مذهبی شیعه
کساني كه بايد از حکومت طرد گردند
بنا بر فرمايشات حضرت علي عليه السلام عدهاي از مردم كه خصوصيات اخلاقي خاصي دارا ميباشند بايد از حكومت و مسئوليتهاي آن حذف شوند. كه عبارتند از:
وصف دنيا در نهج البلاغه
اگر خواهان شناخت فردي باشيم بايد به اثر و عمل او نگاه كنيم . يكي از طرق شناختن خداي متعال، قرائت قرآن كريم و تدبير در آن مي باشد.
براي معرفت يافتن به اهل بيت عليهم السلام به سخنان و سيره عملي ايشان توجه مي نمائيم. در مورد حضرت علي عليه السلام، اين يگانه دهر، هرچه بخوانيم و بگوييم كم است و حق ايشان را ادا ننمودهايم. مولا را چگونه معرفي نمائيم، حال آنكه او را نشناختهايم. يكي از راه هاي شناخت مولي الموحدين، مطالعه سخنان ايشان مي باشد كه اكثر فرموده هاي اين امام همام در نهج البلاغه جمع آوري شده است. بر آن شديم كه براي شناساندن ايشان نمي از يَِم نهج البلاغه برگرفته و به كام عطشان عاشقان امام بنشانيم. در نهج البلاغه موضوعات بسياري يافت مي شود كه ما موضوع " وصف دنيا" را انتخاب نموده و اميد داريم كه تذكري براي همه شيعيان امام باشد تا از غفلت نجات يابيم:
حاضرجوابي سيّد شرف الدين !
مرحوم آيت
الله سيّد شرف الدين (صاحب کتاب ارزشمند المراجعات) در عصر حکومت «ملک عبد
العزيز» براي زيارت خانه خدا به مکه رفت. در عيد قربان کنار ساير علما به
کاخ پادشاه سعودي دعوت شد، تا طبق معمول در عيد قربان به او تبريک بگويند.
او به کاخ رفت، هنگامي که نوبت به او رسيد دست شاه را گرفت و هديه اي به
او داد، و ان هديه يک کتاب قرآن بود داراي جلدي پوستين بود.
شاه عربستان آن هديه را گرفت و بوسيد و به عنوان تعظيم و احترام، بر پيشاني خود گذاشت.
سيّد شرف الدين ناگهان گفت: «اي پاشاه ! چرا اين جلد را مي بوسي و به آن تعظيم مي کني با اينکه اين جلد چيزي جز پوست بز نيست؟»
مرگ معاويه را 12-15و22 رجب گفته اند در هر صورت اين روز،روز شادي اهل ايمان و حزن و اندوه اهل کفر و طغيان است. روزه اين روز به جهت شکر الهي بر هلاکت معاويه مستحب است.
روز شمار زندگاني معاويه ابن ابوسفيان
مرگ معاويه را 12-15و22 رجب گفته اند در هر صورت اين روز،روز شادي اهل ايمان و حزن و اندوه اهل کفر و طغيان است. روزه اين روز به جهت شکر الهي بر هلاکت معاويه مستحب است.
نسب معاويه
امواج خروشان تاريخ، گاهي اخبار سرنوشت سازي از رويدادهاي آينده به همراه خود مي آورند. اما اگر اين پيش گويي ها با منبع وحي پيوند بخورد، اعتبار و نقشي تعيين کننده خواهد داشت. در اين ميان، مهم آن است که ما انسانها اين امواج را به خوبي دريافت کنيم و هنگامي که با ترازوي منطق آنها را سنجيديم، از صميم قلب آنها را بپذيريم و خويشتن را براي رويدادنشان آماده نماييم. موضوع رسالت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيز جزو آن دسته از رويدادهاي سرنوشت سازي است که پيش گويي آن، از مدتها قبل توسط منبع وحي در صفحات تاريخ نگاشته شده بود.
قرآن مجيد با صراحت کامل مي گويد: "اهل کتاب نام و خصوصيات او را در کتاب هاي خود مي خوانند و مي دانند که پيامبران آنان از ظهور و برانگيختن چنين رهبري گزارش داده اند."*
احمد، موعود انجيل...
يكي از راههاي شناسايي پيامبران اين است كه پيامبري كه نبوت وي با دلايل قطعي ثابت شده است، به نبوت پيامبر آينده تصريح كند و تصريح وي به حدي برسد كه همه گونه ترديد و شك را در هنگام تطبيق و شناسايي از بين ببرد. نبوت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) علاوه بر اين كه با دلايل قطعي و روشن، ثابت گرديده است، در كتاب هاي پيامبران پيشين نيز، برنبوت وي تصريح و نام و خصوصيات او در كتب عهدين (تورات و انجيل)، مشخص شده است. از همين روست كه به عنوان نمونه، خداوند در آيه 6 سوره صف با كمال صراحت از حضرت عيسي نقل مي كند كه: "من به آمدن پيامبري كه نام او احمد است، بشارت مي دهم
[پيش از هجرت كاروان از مكّه به كوفه]
از نظر وجاهت و زيبايي، ملاحت و دلربايي، شبيهترين مردم به رسول خدا(ص) بود. همچنين داراي صورت و سيرتى جذاب و طبع بلند، منظره مليح، داراى ادب و تربيت بىنظير، و پيوسته با خضوع و خشوع و با صلابت و بزرگوار بود.
حقيقت مهدويت از نگاه شيعه
موضوع مهدويت و امام غائب، هرچند به نظر مي رسد که جزو بديهيات فرهنگ شيعه باشد، اما با کمي تأمل مي توان دريافت که شايد حقيقت اين موضوع هنوزبه طور کامل تبيين نشده باشد. سرويس فرهنگ و انديشه آفتاب، در راستاي تلاش براي روشن ساختن بخشي از حقايق ناشناخته و مکتوم درباره وجود مقدس حضرت ولي عصر (عج)، به مناسبت نيمه شعبان المعظم گفتگويي با آيت الله ميرسيد محمد يثربي انجام داده است.
آيت الله يثربي از اساتيد برجسته دروس خارج فقه و اصول حوزه علميه قم و رئيس حوزه علميه کاشان در سال 1333 هجري شمسي در شهر مقدس قم در بيت علم وفقاهت چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارشان مرحوم آيت الله آقاي حاج سيد مهدي يثربي مي باشد، که تا زمان وفات (1385) رياست حوزه علميه کاشان، نمايندگي ولي فقيه و امامت جمعه کاشان را عهده دار بودند. آيت الله يثربي، در محضر اساتيد بزرگي چون آيات عظام، گلپايگاني، حاج آقا مرتضي حائري، ميرزا جواد تبريزي، وحيد خراساني، روحاني و سلطاني طباطبايي، همچنين شهيد مطهري و آيت الله جوادي آملي تلمذ کرده است.
شواهد تاريخي دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحين امري رايج بين تمامي مسلمين از جمله اهل سنت بوده است. به روايات زير كه از كتب اهل سنت نقل شده است، توجه فرماييد: ابن حِبّان در کتاب خود الثقات ميگويد بارها به زيارت قبر علي بن موسي الرضا(ع) رفتم و در مدتي که در طوس بودم، هر وقت مشکلي بر من عارض ميشد، به زيارت قبر آن حضرت ميرفتم و از خداوند ميخواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف ميشد و اين را مکرر امتحان کردم و نتيجه گرفتم.
تصوير ذيل سند راويان حديث کساء مي باشد که از آيت الله سيد صادق حسيني شيرازي از جابر ابن عبدالله انصاري از صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها نقل گرديده اين سند نزد مرجع عالي قدر موجود و در بعضي از کتب حديث کسا به چاپ رسيده است.

ادامه در ادامه مطلب
بسياري از ايراداتي كه وهابيت به شيعه ميگيرد كه به موجب آن حكم تكفير شيعه را صادر مي كند قبول نداشتن عدالت بي چون و چراي صحابه است.
كه اخيرا هم اين مانورها بسيار شده.
خب ما مي خواهيم در اين مقاله اين موضوع را بررسي كنيم.
اول ببينيم كه به چه كساني صحابه مي گويند:
امام محمد اسماعيل بخاري در صحيحش ج 4ص 188 در اول باب فضائل اصحاب نبي نوشته است كه: من صحب النبي صلى الله عليه وسلم أو رآه من المسلمين فهو من أصحابه يعني كسي كه با پيامبر(ص) صحبت كرده باشد و يا حتي او را ديده باشد پس او از اصحاب است .
و يا احمد بن حنبل گويد:هركس يك ماه يا يك روز يا يك ساعت با پيامبر مصاحبتي داشته است و يا آن حضرت را ديده است جزء ياران و اصحاب است. هر دو مطلب با نظرات برخي ديگر در همين موضوع دركتاب اسد الغالبه ج1 ص11 تا 13.
البته اين نكته را عرض كنم كه در زمان رسول خدا (ص) لفظ «صاحب» و «اصحاب» نام خاصي براي ياران رسول الله نبود؛ بلكه بعدها مسلمانان پيرو مذهب خلفا، ياران پيامبر (ص) را «صحابي» و «اصحاب» نام نهادند. پس چنين نامگذاري، از نامگذاريهاي مسلمانان و يا اصطلاحات متشرعه است و ارتباطي به نامگذاري اسلامي ندارد."تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة ا
لوثقى قتل ابن عم المصطفى ..."
على عليه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت به كوفه در صدد حمله به شام
بر آمد و حكام ايالات نيز در اجراى فرمان آن حضرت تا حد امكان
به بسيج پرداخته و گروههاى تجهيز شده را به خدمت وى اعزام داشتند.تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نيروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و به
اردوگاه نخيله پيوستند، على عليهالسلام گروههاى فراهم شده را سازمان
رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمين و تهيه كسرى ساز و برگ آنان
اقدامات لازمه را به عمل آورد، فرماندهان و سرداران او هم كه از
رفتار و كردار معاويه و مخصوصا از نيرنگهاى عمرو عاص دل پر كينه داشتند در اين
كار مهم حضرتش را يارى نمودند و بالاخره در نيمه دوم ماه مبارك
رمضان از سال چهلم هجرى على عليه السلام پس از ايراد يك خطابه غراء تمام
سپاهيان خود را به هيجان آورده و آنها را براى حركت به سوى شام آماده نمود
ولى در اين هنگام تقدير، سرنوشت ديگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقيم گردانيد.لغت
بقيع در لغت به زمين گسترده و بزرگى گويند كه
داراى درخت باشد كه يكى از آنها، بقيع (غرقد) است. غرقد، نام درختى است که
در آن محيط بوده است، گرچه بعدها آن درختان را كندند، ولى اسم آن باقى
ماند و اين زمين، معروف به بقيع الغرقد شد.
مساحت
اين قبرستان از زمان رسول خدا صلىاللهعليهوآله تا كنون باقى است و حدود ده هزار نفر از ياران پيامبر (ص) را در خود جاى داده است.
بقيع،
زمين مستطيل شكلى در شرق مدينه است كه 100 در 150 متر بوده است؛ ولى بارها
توسعه پيدا كرده است. برخى آن را در اصل 80 در 80 متر دانستهاند كه بعدها
با اضافه شدن حش كوكب و... به آن، به 150 در 100 متر رسيد.
اسلام وابسته به سيد الشهداء و عاشورا است و شعائر حسينيه همان است كه در اربعين گفتيم بدون كم و كاست . مناقشه در شعائر حسينيه ، خيانت به اسلام است . چون اسلام قائم به عاشورا است و عاشورا قائم به اين شعائر است .
اما نسبت به فاطميه : همان طوري كه اسلام و خاتم النبيين وابسته به سيد الشهداء است ، مذهب و امير المؤمنين وابسته به صديقه كبري است . تضعيف شعائر فاطميه ، خيانت به مذهب و خيانت به امير المؤمنين عليه السلام است .
اخيراً يك فرد ناآگاه از تاريخ صحيح اسلام در منطقه سيستان و بلوچستان مقاله اى درباره دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله)نوشته و نام آن را «افسانه شهادت فاطمه زهرا(عليها السلام)» گذارده است. در اين مقاله پس از ذكر مناقب و فضايل آن حضرت، خواسته است شهادت و بى حرمتى را كه درباره آن حضرت انجام گرفته، منكر شود.
از آنجا كه بخشى از اين مقاله، تحريف روشن تاريخ اسلام است، ما را بر آن داشت كه به گوشه اى از اين تحريف و بيان بخشى از اين حقايق بپردازيم تا ثابت شود شهادت بانوى اسلام يك واقعيّت انكارناپذير تاريخى است و اگر آنها چنين بحثى را آغاز نكرده بودند، ما در اين شرايط، آن را دنبال نمى كرديم.
موضوع سخن ما را در اين مقاله، امور ياد شده در زير تشكيل مى دهد:
1ـ عصمت حضرت زهرا(عليها السلام) در لسان پيامبر(صلى الله عليه وآله).
2ـ احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنت.
3ـ هتك حرمت خانه آن حضرت پس از درگذشت پدر بزرگوارش.
به اميد آن كه با تشريح اين نقاط سه گانه، نويسنده مقاله، در برابر حقيقت سر تسليم فرود آورد. و از نوشته خود نادم و پشيمان گردد، و به جبران كار خود بپردازد.
اين نكته حائز اهمّيّت است كه تمام مطالب اين كتابچه از منابع معروف اهل سنّت گرفته شده است.
از جمله شبهات موجود بر عليه شيعيان از طرف اهل سنت و
وهابيت ، انکار واقعه حمله عمر و بعض ديگر صحابه به خانه علي (ع) و فاطمه
زهرا (سلام الله عليها ) مي باشد.
آنان ضمن انکار اين جريان و آوردن توجيهات غير منطقي ، اسناد و مدارکي که دالّ بر صحت انجام اين فاجعه است را منکر شده و از لحاظ رجالي مورد حمله قرار مي دهند . و اين امر تا حدي براي آنان متقن جلوه نموده که از اين واقعه ، با نام " افسانه آتش زدن خانه " تعبير مي کنند.
چندي پيش کتابي به نام ( ظلامه الزهرا في روايات اهل السنه ) چاپ شد که به بررسي تاريخي و سندي اين واقعه و وفايع ديگر پرداخت ( بر اساس معيارهاي اهل سنت در جرح و تعديل ) .
لذا نظر به اينکه اين کتاب به زبان عربي مي باشد ، ما برخي از مدارک و مسانيد آن را با ترجمه فارسي روايات بيان مي کنيم تا مورد استفاده پژوهشگران شيعه و اهل سنت و وهابيت قرار گيرد.
«يا أيها الرسول بلغ ما أنزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين» صدق الله العلي العظيم.
سوره مباركه مائده / آيه شريفه ۶۷
بي ترديد اين كريمه به عنوان حيات نوين اسلام به شمار مي آيد و ارزش و جايگاه آن در قرآن كريم به عنوان اكمال دين و ختم نبوت و محور اصلي رسالت پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله و صحبه الاوفياء گرديد.
حماقت و ناداني اين ناصبي را نگاه کنيد که هيچ فرصتي را براي نيش زدن به مؤمنين از دست نمي دهد، و در دلش کينه هاي پنهاني دارد که باعث مي شود زهرش را بر جان تمام انسانهاي شريف دنيا خالي کند. آشکار است که ناصر العمر خودش را فراموش کرده و يا به فراموشي زده! پس عجيب نيست که چنين اتهاماتي را به قصد تحريک شيعيان عراق و کاشتن تخم فتنه و آشوب در داخل عراق به زبان بياورد.
استدلال وهابيان بر شرک بودن دسته اول اعمال
درآمد
گاهى گفته مىشود اساسا نبايد مسئله خلافت پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله و چيزهائى از اين قبيل، در جامعه كنونى مطرح شود زيرا اينها موجب اختلاف فرق اسلامى خواهد شد و استدلال به كريمه قرآن «واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا»(3) مىنمايند معمولاً هم در اين گونه موارد مىگويند: دشمن پشت دروازه است، هر گونه بيان مطلبى كه مضر به رفاقت گروهها مىباشد همكارى با استكبار جهانى است و... و از اين قبيل حرفها.
اما باور
نميکني که امت تو چگونه به وصيت تو عمل کردند. کاش از دستهاي گرمي نپرسي
که هيچگاه پس از تو، دستهاي تنهاي علي عليهالسلام را در صبحگاهان غربت
نفشرد و هيچ جوابي، پرندههاي سلامش را نرسيد!
نخستين مظهر و نشانهي کوثر که بر دامان پاک فاطمهي اطهر (س) پا به عرصهي گيتي نهاد امام حسن عليه السلام بود. نشانهاي از تجلي مقدسترين پديدهاي که از خجستهترين پيوند برين انساني، نصيب حضرت محمد صلي الله عليه و آله، علي مرتضي عليه السلام و فاطمه زهرا (س) گرديد. همان لؤلؤي که از برزخ دو اقيانوس نبوت و امامت به ظهور پيوست و معجزهي بزرگ «مرج البحرين يلتقيان، بينهما برزخ لا يبغيان، يخرج منهما اللؤلوء والمرجان» (1) را تجسم بخشيد و کلام خدا در کلمهي وجود چنين ظاهر شد.
ژنده پوشي که مورد علاقه پيامبر (ص) بود
گمنام متولد شد و گمنام زيست، تنها در واپسين روزهاي زندگي شناخته شد و مردم متوجه شدند که اين شخص همان آشناي ديرين آنهاست. آشنايي که با نام او آشنا بودند و شرح صفات برجسته او را شنيده بودند اما او را نديده بودند، يا ديده و نشناخته بودند.